بعضی روزا تو بیمارستان سرطانی بچه هایی رو میبینی که حالشون اصلا خوب نیست
باچهره هایی نحیف وکم امید....ومادرانی که دیگه لبخند نمیزنند
دوست ندارم اینو بگم..ولی گاهی میشنوی بچه ای که دفعه ی قبل توی اتاق بغلی بود پر کشید
دیشب تلوزین آهنگ معجزه رضا صادقی رو پخش میکرد
لبخند تو معجزه ست...معجزه کن دوباره
....
خدایا!!
یه لبخند از تو برای یه معجزه بزرگ کافیست
یعنی میشه هممون خوب شیم؟؟
میشه؟؟
این بار تو بگو...
 

خدایا او هنوز زندگی را نفهمیده است!!!

 

چه برسد به درد

 

زندگی به درد هایش نمی ارزد

 

 
بازی های کودکانه اش
 
شیطنت های کودکی اش
 
توپ پلاستیکی اش
 
همه درخانه جا مانده
 
 
 
 

نفس هایش خسته بودند ولی امیدش نه

 

گوشه ی چشم هایش تر بودند

وحالش بد تر

لبخند زدن سخت است

لبخند زدن امید میخواهد

 
 

من که از پژمردن یک شاخ گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

اشک در چشمانم و بغضم در گلوست

می خواهم برایت بنویسم ...برایت بنویسم مثل تو درد دارم به برگی از یاس شعرهای بهاری با تو

بودن را می نویسم

اشکهایم جاریست و هیچ کس نمی پرسد از چه می ترسم؟

 

 

 

درد کودکان را حس کنیم

 

منبع:

 

اشک: سلام دوستان 

امروز به صورت اتفاقی به یه وبلاگ راهنمایی شدم که بعضی از نویسنده هاش سرطانی بودن 

اینو از اونجا گرفتم مطالباشون واقعا تاثیر گذاره

هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند

پیشنهاد میکنم یه سر به وبلاگشون بزنید : http://nokhbe21.blogfa.com/

ممنون :)




تاريخ : یکشنبه 19 مرداد 1393 ا 21:48 نويسنده : ashk ا ارسال نظر(2)
.: Weblog Themes By : VioletSkin.lxb.ir :.