
ز لیلی من شنیدم یا علی گفت، به مجنون چون رسیدم یا علی گفت، مگر این وادی دارالجنون است، که هر دیوانه دیدم یا علی گفت، خمیر خاک آدم را سرشتند، چو برمیخواست دیدم یا علی گفت،علی را ضربتی کاری نمیکشت، گمانم ابن ملجم یا علی گفت، مگر خیبر ز جایش کنده میشد، یقین آنجا علی هم یا علی گفت

جنگل به شیرش مینازه ایران به مهرماهیاش
تولدم و عید خدیر مبارک


تقدیم به شما شیر صفتان♥♥♥
زن وشوهری به باغ وحش رفتند، میمون نری را مشاهده کردند که با جفتش عشقبازی می کرد
زن به شوهرش گفت : چه رابطه دوستانه وعاشقانه ای
سپس به قفس شیرها رفتند شیر نر را دیدند که آرام و با فاصله اندک از جفتش نشسته بود
زن به شوهرش گفت : چه رابطه دوستا...نه ی اندوهباری است
شوهرش گفت : این بطری را به سمت جفت شیر نر بینداز
و ببین شیر نر چه عکس العملی نشان می دهد .
وقتی که زن شیشه را به طرف شیر ماده انداخت، شیرنر فوری بلند شد و بخاطر دفاع از جفتش با سر و صدای زیاد خود را سپر او کرد
اما هنگامی که شیشه ای را به سمت میمون ماده انداخت میمون نر از جفتش فاصله گرفت و به کناری دوید تا شیشه به او نخورد
شوهر به همسرش گفت : عزیزم نباید احساسات دروغین و ظاهری کسی تو را بفریبد
برخی انسانها هستند که با احساسات دروغین انسانها را می فریبند
نباید فریب ظاهرنمایی آنان را خورد , برخی انسانها هم ازباطن و عمق وجودشان افراد را دوست دارند . چه بسا هنرظاهر سازی را ندارند
اما میمون صفتان در این دور و زمانه چه زیادند وشیرصفتان چه اندک...


مضرات کشیدن
بیشتر از کشیدن
:
سرطان
بيماریهای قلبى
سكته
عقيم شدن
افزايش فشار خون
مشكلات باردارى
بيمارى هاى لثه
بيمارى هاى دندان
مسدود شدن شريان ها
زخم معده
آب مرواريد چشم و...
نكته مهم اينكه در قليان مواد سمي حاصل از سوختن ذغال به دود آن افزوده مي شود كه به همين دليل بيماريزايي دود حاصل از كشيدن قليان به مراتب از دود سيگار بيشتر مي شود .
پس یادمون باشه«بخاطر سلامتی که خداوند بهمون هدیه کرده شاکر او باشیم و با دست خودمون نابودش نکنیم»


پا به پا ی کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پا کن تا به تا
قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن
پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز عشق همبازی نشو
بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر
خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی
طعم پای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان
مادری از جنس بارران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم
یا پدر اسطوره دنیای ما
قهرمان باور زیبای ما
قصه های هر شب مادربزرگ
ماجرای بزبزه قندی و گرگ
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت
هر کسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود
ای شریک نان و گردو و پنیر
همکلاسی! باز دستم را بگیر
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟
حال ما را از کسی پرسیده ای؟
مثل ما بال و پرت را چیده ای؟
حسرت پرواز داری در قفس؟
میکشی مشکل در این دنیا نفس؟
سادگی هایت برایت تنگ نیست؟
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست؟
رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟
آسمان باورت مهتابی است؟
هر کجایی شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان
