
چند وقت پيش چند دانشجوي دانشگاه غير انتفاعي را ديدم كه توي بلوار خيابون باهم عكس مي انداختند پسره دراز مي كشيد و دخترا مي ايستاند و يه عكس ويا دخترا مي نشستند و پسرا...

در وهله اول وقتي به عكس نگاه مي كني سواد پارچه نويس را زير سوال مي بري
مي خوام يه كمي مسئله را فلسفيش كنم منتها با مقدمه تا شايد از اين عكس برداشت ديگه اي را داشته باشيم
دوستي مي گفت با سفارش يكي از مديران قرار شد تا در مورد گاوداري آموزش هايي را به يك دختر و پسر دانشجو كه ظاهرا دامپزشكي مي خوندند بدهم به مرحله اي رسيديم كه لازم بود در مورد لقاح و ابزارآلاتي كه در اين مورد بكار مي بريم را روي يك گاو براشون تشريح كنم ديدم دختر و پسر مثل اينكه خودشون را باختند و پيامهاي زير ميزي به هم رد و بدل مي كنند ازشون پرسيدم شما مگه زن و شوهر نيستيد گفتند نه!!!
عصباني شده و گفتم بفرماييد بيرون !؟
براي دختري خواستگار مياد تا مادر پسر مي فهمه دختره دانشجوست پا عقب مي كشه به اين بهونه كه مي خوام عروسم كدبانو باشه نمي خوام زياد چشم و گوشش وا شده باشه (انگار هر دختري دانشجو شد يعني پاكدامني، كدبانويي، خوب همسرداري مرخص)
باغبوني تا مي فهمه اردوي مختلط دانشكده مي خواد در باغ او سياحتي كنه واكنش نشان مي ده و مانع ميشه مگه چه ديده و چه فهميده
پدري نمي گذارد دخترش در اردوي دانشگاهي اسم نويسي كنه چرا؟
عزيزان ما دانشجوها گاها تصويري كه از خودمون براي عامه مردم مي سازيم تصوير منفي را تداعي مي كنه
چند وقت پيش چند دانشجوي دانشگاه غير انتفاعي را ديدم كه توي بلوار خيابون باهم عكس مي انداختند پسره دراز مي كشيد و دخترا مي ايستاند و يه عكس ويا دخترا مي نشستند و پسرا مي ايستاند ويه عكس (حالات مختلف كه نياز به توضيح نداره) ماشينها و مردمي هم كه از اونجا رد مي شدند چپ چپ نگاهشون مي كردند
عزيزان اينگونه اعمال در داخل محيط دانشگاه ؛ واكنشي را ايجاد نمي كنه چون تعريفي كه ما از عكس انداختن داريم غير از تعريفي است كه مردم خارج از محيط دانشگاه از عكس انداختن ما دارن
از خوابگاه دانشجويي (دانشجويان دختر) در خيابون ... رد ميشم بعضي (گفتم بعضي)از دانشجوياني كه ميان و ميرن ؛ پوشش اونا؛ دست كمي از دختران خيابون گرد شهرمون نداره مردم چي فكر ميكنن

حالا مي تونيد بهم بگوييد چرا باغچه سراي مهستان شديدا از پذيرفتن دختر و پسرهاي اونهم دانشجو معذرت خواهي مي كنه