سلامتیه اون پسری که. ...10 سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت. . .
20 سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت. . .
30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .
باباش گفت چرا گریه میکنی؟
گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید. . .
- تو 10 سالگی: ” مامان، بابا عاشقتونم ”
- تو 15 سالگی: ” ولم کنین ”
- تو 20 سالگی: ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ”
- تو 25 سالگی: ” باید از این خونه بزنم بیرون ”
- تو 30 سالگی : ” حق با شما بود ”
- تو 35 سالگی: “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ”
- تو 40 سالگی: ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم! ”
- تو هفتاد سالگی: ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادر
م الان اینجا باشن. . .
تاريخ : شنبه 19 اسفند 1391 ا 13:07 نويسنده : nor ا
ارسال نظر(0)