می خوام یه یادی از حسین پناهی بکنم. با اون چشم های معصوم و لهجه نازش.

اجازه!...
اشک سه حرف ندارد...
اشک خیلی حرف دارد!!!
****
مي‌داني؟!...
به رويت نياوردم...
از همان زماني كه جاي “تو به “من” گفتي “شما
فهميدم پاي او" در ميان است...
****
می‌دونی “بهشت” کجاست؟
یه فضـای  چند وجب در چند وجب!
بین بازوهای کسی که دوستش داری...
****
می‌کوشم  غم هایم را غـــرق کنم، اما
بی شرف‌ها یاد گرفته‌اند شــنا کنند...
****
مگه اشک چقدر وزن داره؟
که با جاري شدنش، اينقدر سبک مي‌شيم...؟
****
من اگه خــــــــــــــــدا بودم...
یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده‌هام رو می‌شمردم
ببینم که یه وقت یکی‌شون تنــــــــــــــها نمونده باشه...
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره‌ها نمی‌کشیدم!!!!

 



تاريخ : یکشنبه 05 شهریور 1391 ا 16:10 نويسنده : ashk ا ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By : VioletSkin.lxb.ir :.